زن خیالی

 

با یه زن خیالی، مست می کنم دوباره

بازم هوای دنیام، تورو بهونه داره

جِر خوردن یک کاغذ، از مشق نیمه کاره

همبستریِ شعرم، با خط  پاره پاره

.

ریز می کنم چشامو، نور از افق گذشته

سرگیجه میگه به به، الکل رو مُخ نشسته

دلشوره های قلبم، شد هرکدوم یه چاره

آدم مست عزیزم، ترس و قبول نداره

...

 قاب عکس به دیوار، مال چند سال پیشه 

غم توی نگاهم، با من بوده همیشه 

خیره میشم تو آینه، یه چهره روبرومه

مزه یِ گوشت تلخِش، کارم دیگه تمومه

،،،،

تِلو تِلو به سمت، دَرب اتاق میرم

پاهام جون ندارن، آهسته راه میرم 

چِشمی دَر به من گفت، مجنون نظر بینداز

 شاید که اونور دَر، لیلیست بی قراره

،،

من یه عمره اسیره، بازیه روزگارم

میدونی و میدونم، جز تو کسی ندارم

جز تو کسی،،،

سام گوهربین

بیا بریم

بیا بریم یه جای دور 

میشم برات سنگ صبور 

بوی تنت, داغ لبات 

مدهوش و من رفتم به باد

عشق منی ناز و لوند

با دیدنت تو دل من 

آب میشه قند

رو دامن بالای کوه پای برهنه میدویم

تا رد شدن از قاصدک پای برهنه میدویم

از لمس شبنم با بدن پای برهنه میدویم

تا بوسه ی پروانه ها پای برهنه میدویم

سیاه گلشن ابروی تو

 با مژه‌هات داره نوید

از رقص اون دیوار مست 

پشتش دو تا سیاره هست

رو دامن بالای کوه پای برهنه میدویم

تا رد شدن از قاصدک پای برهنه میدویم

از لمس شبنم با بدن پای برهنه میدویم

تا بوسه ی پروانه ها پای برهنه میدویم

سام گوهربین

مهرو

شدم تنها میدونی

جای تو خالیست

از وقتی رفتی هنوزم

دلم باهام نیست

 

تو بودی بال و پرم

شوق رهایی

خاطره هاتو میشمرم

حالا کجایی؟

اَشک یه مرد آروم آروم رو گونه اُفتاد نیستی و غم, توی سرم میزنه فریاد

نبودت کارش اینه اینجا نشسته کشتن خنده های من هر روز هفته

خیلی وقته پشت چشمام

شبیه ترسه منتظرِ اتفاق حتی یه لحظه فرهاد تیشه خورده ام کاشکی بفهمی

دوست داری عشق صدات کنم، تو با چه لهنی؟

اشک یه مرد آروم آروم رو گونه اُفتاد نیستی و غم, توی سرم

میزنه فریاد

غرق شدن تو بی کسی، مرداب مرگِ نفس نفس بدون تو رگباره دردِ

مهروی من کمیاب ترین یاقوت آبی

یاد تو باز برده منو به اون حوالی

اونجا که بوسه می زدیم به آرزویی

اونجا که من، ما شده بود عشقم کجایی؟

اشک یه مرد آروم آروم رو گونه اُفتاد رفتی و من برگ خزون

در جدال باد سکوت بعد رفتنت صدای حبسه

رفتی و رفتنت زده قلب رو شکسته

 

سام گوهربین

استوویزوتو

 

امان از دست تو زندگی چرا بر نمیداری دست از سرم

توی عالم دوزخُ ترس و وهم قدم میزنم هی زمین می خورم یه روز شاد شادم پر از سادگی طلعلوی خورشید و دلدادگی یه روز غم شده توی من غوطه ور مثه تاریکی ها تو عهد حجر همیشه سرانگشت یک فاحشه روی پوست مغزم تَرک میزنه به هنگام این خواب و این خستگی یکی پشت پلکام .. در میزنه بزارید بخوابم همه آدما چشام از فوتون ها فراری شده

سیاهی چه طعم لذیذی برام تو این عالم پر معما شده

جنون هر دفعه صبرمو میدره تو سبقت همیشه مدال آوره چی کارم که من توی این زندگی این پلکام به عشق خودش میپره خدایا هنوز زنده ای یا که نه سر کارم انگار من مسخره منی که توانم حتی به این خرییت نمیرسه از بس خره تو این عالمی که آدم دیگه داره لایه لایه کفن میبره بموم تو همون آسمونِت خدا هموجا برات خیلی هم اَمن تره

تا حالا شده با خودت فکر کنی

که اون روز آخر و پایان کار

از این زندگی چیزی فهمیدی تو

یا کلاه گذاشته سرت روزگار سام گوهربین

دژاوو

روي ديواره یِ مغزم چنتا ميله قفس بود

شهوتى در پشتِ ميله كه قويتر از نفس بود

دخترک موی سياهش دخترک يه حبه قند

دخترک داره ميخنده دخترك ساده يرنگ

پاهای سپيد و نرمش خط سينه ی بلندش

پُرزهای رویِ شقيقش عطرِ تند و پوست برفش

ذره ذره سستی از خون داره ميرزه تو مغزش

اینقدر گیج و خرابه که دیگه کند شده نبزش

،،،،

ميرم نزديكتر ميشينم ميگه خوابم مياد انگار

ميپيچه دستم رو گردن میبرم اونو تو انبار

پارچه چرک و قدیمی روی تختخوابتِ کهنه

آینه ی خاک گرفته بوی عطرهای زنونه

اين دفعه نوبت اونه شدم سر تا پا ديوونه

ديگه هيچی نميفهمم ديگه دير شده تمومه

،،،،

تپش خون ميره بالا داره سفت ميشه وجودم

انگارى اين لحظه هارو توى خوابم ديده بودم

عرق روی پيشونی ضربان تند قلبم

چشمامو بستمو انگار رو يه نقاله ميچرخم

،،،،

فرمون ذهن من اینبار حلقه ی رو سینه هاشِ

چاره ی این عطش تلخ آب سرخ رو لباشِ

صداى جيرجير اين تخت مثه سوهان رو مغزه

بدن من مثه كرمى كه روى خاكِ ميرقصه

،،،،

عقده از تن ميره بيرون لخته های خون رو تخته

دخترک بیهوشه اى واى چقدر این قافیه سخته

مغز پوك و جرز ديوار رگِ سفت و چاك مودار

چه گرایش عجيبى شهوت كثيف بيمار

سام گوهربین

کلیشه

 

پنجه ها به مهربونی دوستیا به ظاهر جونی

هرشب وهرشب وهرشب مستی و آوازه خونی

یه دفه همین میونا حس دردی تو يه لحظه

ميكنه مغزتو پاره مثل يه گياه هرزه

به خودت میای میبینی زندگی طعمی نداره

امروزت كليشه ای شد مثل تکرار دوباره

همه مستهای دیوونه میخونن دونه به دونه

در زندگی برامون تا ابد وا نمی مونه

مثل یه غریبه ای که دلش از غصه گرفته

منم عینِ تو عزیزم دلم بدجوری گرفته

میخوام امشب کله پا شم مثل روح از تن جدا شم برم اون بالا تو ابرها دوست دارم ستاره باشم

یه روزی آره یه روزی تو یه سگدونی میمیرم انتقام زندگیمو خودم از خدا میگیرم خدا این منم نگام کن میبینی چقدر دیوونم میزنم تیر خلاصو تویِ مغز استخونم همه مستهای دیوونه میخونن دونه به دونه در زندگی برامون تا ابد وا نمی مونه

سام گوهربین

©2015 by Sam Goharbin